درباره وبلاگ

به سرزمین دل گفته ها و دست نوشته های
وحيده سليميان ( آفتابگردان) خوش آمدید
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
![]()
آئينه هم دق کرد و مرد وقتی تو رفتی
فواره شد آبی عشقم رو به سويت
از آسمان فواره افتاد وقتی تو رفتی
دستی به زلف باد خواهم کشيد امشب
آخر به من بوی تو را داد وقتی تو رفتی
يک جاده مانده تا رسيدن دست بردار
اين را دلم می کرد فرياد وقتی تو رفتی
دلتنگيت پشت غروب جاده جا ماند
اين يادگاری پيش من ماند وقتی تو رفتی
نذر نگاهت می کنم بيتی که برگردی
تو می آيي دلم اين را گواهی داد وقتی تو رفتی
نوشته شده توسط آفتابگردان در شنبه 19 آبان1386 ساعت موضوع | لینک ثابت